فريدون بن احمد سپهسالار

2

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )

در طينت ذات پاك او تعجين كرد و خاتم نبوت بانامل شريف او گردانيد ؛ كما قال حضرت مولانا قدس سره : شعر اى كرده « 1 » خاك پاى تو با عرش همسرى 2 * ختمست با كمال تو ختم پيمبرى در معرض ظهور نكرد از علو قدر * با آفتاب سايهء « 2 » شبهت برابرى باد صبا ببست ميان خدمت « 3 » ترا * ديدى چراغ را كه دهد باد ياورى درياى علم « 4 » را شده غواص جبرئيل * گوهر كلام حق و زبان تو جوهرى چون ظهور نبوت را منتهى گردانيد و دايرهء رسالت را مختوم بر نقطهء وجود خلاصهء جود گردانيد مظهر محمدى را ، كه اعظم و اجمل مظاهرست ، چنان كه گفت : شعر لطف خداى جمله كمالات خلق را 3 * يك چيز كرد و داد به دو نام مصطفى اصحاب و ابرار و اوليا و اخيار ، رضوان اللّه عليهم اجمعين ، پديد آورد و ايشان را در بيت الامان خويش به نداى « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ » محفوظ و مصون داشت و وجود مبارك ايشان را سبب تكميل نفوس ناقصان گردانيد و شمع هدايت در دست ايشان باز داد . كما قال النبى صلى اللّه عليه و سلم : « اصحابى كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم » ، تا هرك را به حكم « السعيد من سعد فى بطن امه » در صبح ازل بقلم قدرت بر ناصيهء ايشان رقم سعادت ابدى و طغراى دولت سرمدى

--> ( 1 ) در اصل : كرد ( 2 ) خ ل : جذبهء ( 3 ) خ ل : نصرت ( 4 ) خ ل : درهاى بحر .